تماشای جدال علی دایی و علیرضا بیرانوند، بیش از آنکه یک بحث فوتبالی باشد، پردهبرداری از یک بحران هویتی در فوتبال ماست.
به گزارش خبرآنلاین روزنامه خراسان نوشت: ماجرا از کمی نقد و البته یک کنایه با لحن شوخ طبعانه در برنامه اینترنتی عادل فردوسیپور آغاز شد؛ جایی که دایی و کریم باقری از وضعیت فنی تیم ملی انتقاد کردند؛ حرفهایی که فوتبالی و ناظر به عملکردها بودند نه شخصیت افراد. اما واکنش بیرانوند، تلاشی عجیب برای عبور از مرزهای نقد بود.
بیرانوند در استوریهایش، دایی را به چالش کشید و از رانت و سوابق دایی گفت. اما آیا او در جایگاه مناسبی برای این نقد ایستاده است؟ کسی که پرونده فسخ قراردادش با پرسپولیس یک سال و نیم بلاتکلیفی و حاشیه به پا کرد و خودش به صراحت به پرداخت «شیرینی» (بخوانید رشوه) به اعضای هیئتمدیره اعتراف کرد و آب از آب تکان نخورد، چگونه میتواند از «رانتخواری» دم بزند؟
بیرانوند که حتی از دوستش میثاقی خواست درباره رشته تحصیلیاش به چالش کشیده نشود همان مدرکی که برای تعویق سربازی برایش جور شده، اکنون از کنایه دایی ناراحت شده و نقد غیرفوتبالی به دایی وارد میکند. نکته دردناک این جاست که بیرانوند نقد فنی به تیم ملی و ماجرای مجسمه ساختن برای قلعهنویی را نوعی توهین به «پسر کارگر» تلقی میکند. این یک مغالطه بزرگ است. نقد علی دایی به ساختار تیم ملی، نقدی فنی است، نه نادیده گرفتن تلاش بازیکنان. بهعلاوه اگر دایی در تیم ملی به عنوان مربی نتیجه نگرفت و به قول بیرانوند رانتخوار بود، در عوض سالها در بالاترین سطح فوتبال آلمان دوام آورد؛ همانجایی که بیرانوند حتی با نیمکتنشینی هم به توفیقی نرسید و بازگشت. البته که مردم و رسانهها باید از دایی، بابت سکوتش در «جنگ ۴۰ روزه» مطالبه کنند اما آن ماجرا نباید مستمسک بیرانوند باشد برای اینکه موضوع وطن را ابزاری کند برای ساکت کردن منتقدانش.
از طرفی بیرانوند نباید تصور کند واکنشهای خوبش در بازی با بلژیک، تحسینهای اغراق شده برنامه شبکه سه، به او مجوز میدهد تا به بزرگان فوتبال بتازد. اگر علی دایی را دفع کنیم این فوتبال در چند دهه اخیر چه فرد شاخصی معرفی کرده؟ راه اثبات اینکه دایی نباید به بیرانوند کنایه میزد هم نه نقد، اتهام رانت و یادآوری نتایج بازی با عربستان که شفافسازی پایاننامه و محتوای علمی آن است. در نهایت فوتبال ما به همه نیاز دارد؛ از نسل محبوب ۹۸ تا نسل طارمی و بیرانوند. اما این خانه با بیاخلاقی آباد نمیشود. بیرانوند باید بداند که ساختن مجسمه برای مربی، شاید از سر قدرشناسی باشد، اما نوعی اسطورهسازی با هدف نقدناپذیری است که فوتبال را در مسیر بهتر شدن قرار نمیدهد. علی دایی هم کاش در سبک و سیاق نقدش کنایهای وارد نکند تا بستر فهم بهترش فراهم باشد و در نهایت فوتبالی که قرار است از آن لذت ببریم تبدیل به میدان جنگ نشود.





