در حالی امروز صحبت ابطال ویزای مهدی ترابی شد که اساساً حضور او در این جام جهانی عجیبتر از این غیبت احتمالی بود!
پس از تساوی ایران مقابل نیوزیلند در بازی اول جام جهانی، اخبار حاشیهای بازگشت ایران به کمپ تیخووانا سرتیتر رسانههای ورزشی شد. از حرفهای رامین رضاییان و گلایههای قلعه نویی که چرا اجازه ندادند تیمش در لس آنجلس ریکاوری کند تا اعتراضات مهدی طارمی، بار دیگر توجهات را نسبت به رفتار آمریکا در قبال ایران جلب کرد.
بلافاصله ماجرای شادی بعد از گل محمد محبی بولد شد. انگار برخیها دوست نداشتند توجهات به ایران از جنبه مثبت و دلسوزی جلب شود. شاید چاشنی این خبر در قبال آن برخوردها کم بود که بلافاصله داستان مهدی ترابی سرتیتر اخبار سانهها شد.
ما نمیدانیم آیا ویزای مهدی ترابی با سایر بازیکنان تفاوت دارد و اصلاً اینکه مهدی طارمی هم به مشکل او دچار شده یا نه و شایعات مبنی بر دستور مستقیم ترامپ برای ابطال ویزای این دو از کدام مرجع آمد. سوالی که قبل از تمام اینها وجود داشت، چگونگی و نحوه حضور ترابی در تیم ملی و این جام جهانی بود.
مهدی ترابی همراه با سایر بازیکنان وارد ورزشگاه سوفای در لس آنجلس شد و به جمع بازیکنانی که سومین جام جهانی عمر خود را تجربه میکنند، پیوست. با این تفاوت که او در هر دو دوره قبلی بازیکن ذخیره بود و هرگز فرصت حضور در ترکیب اصلی را در شش بازی دو دوره قبل پیدا نکرد.
اتفاقی که در این دوره هم کاملاً قابل پیشبینی است. مهدی ترابی با وجود توانمندیهای فنی، رقبای سرسختی در بخش تهاجمی تیم ملی دارد. به خصوص که در سالهای اخیر هماهنگی قائدی، محبی و طارمی و درخشش حسینزاده، حتی جای جهانبخش و قدوس و قلیزاده را هم تنگ کرده، چه رسد به رسیدن شانس بازی به ترابی!
وقتی همه این حقایق را کنار هم بگذاریم حضور مهدی ترابی در این تورنومنت به عنوان یک ذخیره توجیه پیدا میکند. ذخیرهای که البته مثل بقیه بازیکنان حق دارد به محل مسابقه رفته و روی نیمکت بنشیند، اما همانطور که گفتیم مسئله به قبل از انجام و اتفاقات امروز برمیگردد.
امیر قلعه نویی در دوران طولانی مربیگری خود در قبال بازیکنانی که مقابل او ایستاده و علیهش مصاحبه کردهاند، همواره برخوردی بیگذشت داشته و اگرچه در برخی موارد با پادرمیانی بزرگترهای قابل احترام از موضع خود کوتاه آمده و بازیکن را بخشیده اما هرگز رفتارش با چنین فردی مثل قبل نشده است.
تنها استثنای کارنامه او شخص مهدی ترابی است. بازیکنی که به دعوت قلعه نویی نه گفت و به تیم ملی نیامد. زمانی هم که امیر سعی کرد حفظ آبرو کرده و فرصتهای آینده ترابی را نسوزاند، مستقیم به میدان آمد و خلاف روحیه همیشگی خود مصاحبه کرد و علناً گفت که نه مصدوم است و نه مشکل شخصی دارد، صرفاً به دلیل اعتراض به عملکرد و رفتار قلعه نویی به تیم ملی نمیآید!
این مصاحبه نیازی به یادآوری ندارد. هر کس دیگر جای ترابی بود تا پایان عمر مربیگری قلعه نویی دیگر رنگ تیم ملی را نمیدید. کاری که سایر مربیان هم میکنند و در همه جای دنیا مرسوم است، یک ستاره هر چقدر بزرگ باشد بعد از چنین مصاحبهای باید برود، محمد صلاح آخرین نمونه از این مثال است!
اما در کمال تعجب دیدیم که قلعه نویی در اردوی بعدی دوباره ترابی را دعوت کرد و او هم به تیم ملی آمد و حالا هم در سومین جام جهانی خود حضور دارد. در مقایسه رفتار مهدی ترابی با احمد نوراللهی، عملکرد ستاره فعلی تراکتور نسبت به همبازی خود در پرسپولیس به مراتب بدتر بود.
نوراللهی فقط ساکش را برداشت و بی سر و صدا از تیم ملی رفت. نه مصاحبه کرد و نه اسمی از کسی آورد. تازه اگر مهدی ترابی رقبای گردن کلفتی در تیم ملی دارد که در بهترین حالت آمادگی هم به او بازی نخواهد رسید، احمد نوراللهی مهره بدون جانشین در مرکز زمین بود که هنوز جای خالی او پر نشده و بازیکنی با ۵۰ درصد استاندارد او نداریم.
در همین بازی با نیوزیلند قلعه نویی از سعید عزت اللهی و سامان قدوس در مرکز زمین استفاده کرد تا یکی به کارهای دفاعی سر و سامان دهد و دیگری برای حمله وران گلسازی کند. احمد نوراللهی یک تنه هر دو کار را به بهترین شکل انجام میداد و تازه هر زمان کار تیم گره میخورد، با قدرت شوت زنی گل هم می زد.
ولی دیدیم که قلعه نویی چنان شرایطی پیش پای نوراللهی برای بازگشت گذاشت که او عملاً قیدش را زد و البته که باز هم سکوت کرد. واقعا چه تفاوتی بین مهدی ترابی و احمد نوراللهی وجود داشت که شاهد این استاندارد دوگانه در رفتار قلعه نویی بودیم؟







