آتش‌بس میان ایران و آمریکا در حالی وارد روز هفتاد و هفتم شده که روز گذشته هیات مذاکره کننده پس از گفت‌و‌گو با طرف آمریکایی از سوئیس به تهران بازگشت، اما قالیباف و عراقچی، ساعاتی پیش به مسقط رفتند؛ عمان به همراه ایران تنها کشور‌های ساحلی تنگه هرمز به شمار می‌روند.

تحولات مربوط به جنگ، آتش بس و مذاکره در روز گذشته را از لینک زیر بخوانید:

آخرین اخبار مربوط به روز هفتاد و هفتم آتش بس (۲ تیر ۱۴۰۵) به شرح زیر است:

قالیباف، رئیس هیأت مذاکره‌کننده ایران در پرواز بازگشت از مذاکرات چهارجانبه سوئیس گفت:

سفر به سوئیس برای مذاکرات چهارجانبه، دقیقاً در امتداد میدان نظامی بود. نیروهای مسلح ما با افتخار، قدرت و شجاعت، این پیروزی بزرگ را به دست آوردند. در مقطع آتش‌بس و پایان جنگ، این بخش را با مذاکره پیش بردیم. اگر در اجرای آن اشکالاتی پیش بیاید، در پاسخ می‌توانیم هم با موشک پاسخ دهیم و هم با مذاکره آن را حل کنیم.

طبیعتاً همه ما، چه نیروهای مسلح و چه دستگاه دیپلماسی، مرتب با یکدیگر در ارتباط هستیم. بنده نیز دیپلمات نیستم؛ یک رزمنده‌ام.

دیپلماسی را دنبال کردیم و دیدید که پایان جنگ و رفع محاصره را با گفت‌وگو، به روش مبارزه و با اتکا به قدرت میدان نهایی کردیم. عرصه دیپلماسی و میدان، مکمل یکدیگر هستند.

در بحث لبنان، از وقتی وارد مذاکرات سوئیس شدیم، دیدیم که آتش دشمن علیه لبنان قطع شده و بخش عمده‌ای از مردم به خانه‌های خود بازگشته‌اند. ان‌شاءالله با تصمیمی که در سوئیس گرفته شد، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی لبنان را در این گفت‌وگوها به نتیجه می‌رسانیم و تا رسیدن به نتیجه، آن را رها نخواهیم کرد.

دیدم در [یک] برنامه [صداوسیما] اعلام شد که کاش فرودگاه مهرآباد را می‌بستند تا تیم مذاکره‌کننده به سوئیس نرود.

به آن عزیزان می‌گویم اگر به سوئیس نمی‌رفتیم، هر لحظه خون بیشتری از مسلمانان و شیعیان لبنان ریخته می‌شد.

به آمریکایی‌ها بی‌اعتماد بودیم و هستیم و شرط عقل است که در آینده نیز بی‌اعتماد باشیم. در گفت‌وگوها با طرف آمریکایی، با نقشه راه و مدل مشخصی حرکت کردیم و بند ۱۳ تفاهم گنجانده شد که بر اساس آن، به‌دلیل بی‌اعتمادی به طرف آمریکایی، اقدامات آمریکا در بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ باید بلافاصله پس از امضای تفاهم انجام می‌شد یا دست‌کم عملیات اجرایی آن‌ها آغاز می‌شد تا مطمئن شویم کار شروع شده است؛ سپس وارد سایر موضوعات شویم.

یکی از کارهای خوب همکاران ما در هیأت مذاکرات این بود که دو اتفاق بزرگ رخ داد و هم‌زمان با امضای تفاهم‌نامه، محاصره رفع شد. اگر می‌خواستیم با روش نظامی این کار را انجام دهیم، طبیعتاً جنگ است و آسیب به‌دنبال داشت؛ اما دیدید که محاصره یک‌شبه حل شد.

ترامپ پس از امضای تفاهم اعلام کرد تنگه هرمز از امشب آزاد است؛ در حالی که بر اساس بند ۴ تفاهم، باید طی ۳۰ روز و با ضوابط ایران آزاد می‌شد. این قدرت جمهوری اسلامی است که توانستیم ترامپ را وادار کنیم توییتی را که منتشر کرده بود، اصلاح کند و این نتیجه ترکیب قدرت نرم و سخت ماست.

برای آزادسازی اموال بلوکه‌شده، در بند ۱۱ باید دو مبلغ ۶ میلیارد دلاری آزاد می‌شد که پیش‌تر اقدامات آن در سفر به قطر انجام شده بود، اما امضای نهایی آن باید در سفر سوئیس صورت می‌گرفت که انجام شد.

در خصوص بند ۱۰، موضوع فروش نفت خام، پتروشیمی و مشتقات آن، همچنین مسائل بانکی، بیمه و حمل‌ونقل مطرح است. از آنجا که هنوز توافق نهایی نشده، تحریم‌ها همچنان پابرجاست؛ لذا بر اساس توافق‌نامه امضاشده، تا رسیدن به توافق نهایی، تحریم‌های نفتی رفع شد.

یکی دیگر از مباحث مهم، چارچوب چگونگی پیگیری تحقق بندهای تفاهم تا پایان ۶۰ روز بود که آن هم به نتیجه رسید. هماهنگی صورت گرفت تا هیأت‌های ایرانی و آمریکایی نشست داشته باشند و این مسائل و اجرای آن‌ها را پیگیری کنند.

در تفاهم‌نامه، بر پایان جنگ در ایران و متحدانش، یعنی جبهه مقاومت، تأکید شده بود. پایان جنگ در قلمرو سرزمینی ما برقرار شد، هرچند چالش‌هایی در تنگه هرمز داشتیم. البته محاصره دریایی نیز در دوران آتش‌بس رخ داد که خود نوعی جنگ است.

این اتفاقات در لبنان به شکل دیگری رخ داد؛ حملات نظامی ادامه داشت و فجایع ضاحیه رخ داد که ما با موشک به اسرائیل پاسخ دادیم؛ چراکه خط قرمز این بود که هیچ حمله‌ای به بیروت صورت نگیرد و در جنوب لبنان نیز آتش‌بس برقرار شود.

رژیم صهیونیستی با روند مذاکرات به‌شدت مخالف است؛ زیرا نابودی خود را در این مسیر می‌بیند و می‌خواهد کارشکنی کند.

با ورود ما به مذاکرات سوئیس و پیگیری‌های صورت‌گرفته، هم حجم آتش کم شد و هم طی دو روز متوقف شد. در مذاکرات نیز به نتایجی رسیدیم که ایران و آمریکا باید هر دو تمامیت ارضی لبنان را تضمین کنند.

تضمین تمامیت ارضی در تفاهم‌نامه نیز آمده بود و باید پیگیری‌های آن صورت می‌گرفت تا اجرا شود. برای همین کار، قرار شد مرکزی برای هماهنگی‌ها ایجاد شود تا مسائل حل‌وفصل شود، مردم لبنان بتوانند به خانه‌های خود بازگردند و نیروهای رژیم صهیونیستی از خاک لبنان عقب‌نشینی کنند.

جزو نفرات اولی بودم که در آغاز جنگ به‌روشنی گفتم همه بدانند هرگز اداره تنگه هرمز به وضعیت قبل از جنگ باز نخواهد گشت. البته قوانین بین‌المللی رعایت می‌شود و تنگه هرمز با رعایت این قوانین و با ترتیبات ایرانی، توسط ایران اداره خواهد شد.

ممکن است مشکلاتی در تنگه هرمز پیش بیاید؛ بنابراین توافق کردیم مرکزی ایجاد و یک خط تلفنی برقرار شود تا در دوره ۳۰ روزه، اگر اشکالاتی پیش آمد، بتوانیم با سرعت بیشتری مشکلات را حل کنیم. ان‌شاءالله اقتصاد منطقه رونق بگیرد.

این خط تماس برای مجوز نیست؛ مجوز مسیر خود را دارد. این خط صرفاً برای حل مشکلات کشتی‌ها یا حوادث احتمالی است تا روشنگری صورت بگیرد. این نیز از آن جهت است که مدیریت تنگه با ایران است و اشکالات را ما رفع می‌کنیم.

ما اصولی داریم و هرگز، تا این لحظه، نخواسته‌ایم در یک قاب با آمریکایی‌ها باشیم. دوستان میانجی در این بحث اصرار داشتند که این آغاز گفت‌وگوهاست، اما ما صریح اعلام کردیم که در این قاب حاضر نمی‌شویم و صرفاً برای مذاکره می‌آییم، بدون اینکه در یک قاب باشیم.

در اواسط گفت‌وگوها متوجه شدم ترامپ به‌صورت تهدیدآمیز درباره رئیس‌جمهور، تیم مذاکره‌کننده و حمله به سرزمین ما صحبت کرده است. به ونس گفتم ما اینجا در حال گفت‌وگو هستیم و بر اساس تفاهم امضاشده، در بند اول آمده است که تهدید و زور نباشد؛ اما امروز رئیس‌جمهور شما تهدید کرده است. بدانید ما هیچ‌وقت در زمان تهدید و زور مذاکره نمی‌کنیم. مذاکره را تمام کردیم، از جلسه بیرون آمدیم و دیگر به جلسه بازنگشتیم.

طرف آمریکایی پیگیر برگزاری جلسه دیگری با حضور میانجی‌ها بود که نپذیرفتیم. میانجی‌های قطری و پاکستانی پیش ما آمدند و به آن‌ها گفتیم با شما صحبت می‌کنیم، اما با طرف آمریکایی صحبت نمی‌کنیم. جمع‌بندی این گفت‌وگوها و مذاکرات ۸۰ دقیقه‌ای، بیانیه‌ای بود که طرف پاکستانی و قطری منتشر کرد.

انتقاد و آگاهی، حق همه مردم است. البته چون در جنگ هستیم، اگر بخواهیم همه‌چیز را بگوییم تا مردم آگاه شوند، به همان میزان دشمن نیز از اسرار ما آگاه می‌شود. بنابراین ناگزیریم، نه از سر بی‌اعتمادی به مردم، بلکه به‌خاطر اینکه دشمن سوءاستفاده نکند، بسیاری از موارد را توضیح ندهیم.

همه تحت فرامین رهبری هستیم و باید از هرگونه حاشیه‌سازی جلوگیری کنیم. ما دشمن واحد داریم و باید حول محور ولایت وحدت داشته باشیم؛ نه وحدت بر سر مواردی که خودمان می‌پسندیم. وحدت، فرمان رهبری است؛ چه در جنگ، چه در صلح، چه در مذاکره و چه در حوزه فرهنگی. باید بدانیم فصل‌الخطاب، کلام و دستور رهبری است.