به گزارش سرویس جهان مشرق، بررسی فضای رسانههای جریان اصلی آمریکا در روزهای اخیر نشان می دهد که بعد از اعلام ترامپ مبنی بر رسیدن به تفاهمنامه با جمهوری اسلامی ایران، کارزاری رسانهای به راه افتاده که بهشدت ترامپ را بهخاطر نحوه پایانبخشی به جنگ با ایران تحقیر می کند. ظهور ناگهانی این ادبیات و حجم سنگین آن، به ناچار ذهن مخاطب آگاه شکاک را به سوی نقشآفرینی لابی یهود با هدف دستکاری روانی ترامپ جهت عقبنشستن او از توافق با ایران، هدایت می کند.
نیویورک تایمز در تاریخ ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶ در مقالهای تحت عنوان «رئیسجمهور ترامپ این جنگ را باخت» به صراحت نوشت: «ترامپ مرتکب اشتباه وحشتناکی شد و این جنگ را به راه انداخت. او جنگ را با بیپروایی پیش برد و آشکارا قوانین را نادیده گرفت. آمریکا با جایگاهی ضعیفتر از این جنگ خارج میشود – از نظر نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی – و تا سالها هزینههای راهبردی آن را خواهد پرداخت. این برای ترامپ و کشوری که رهبری میکند، یک شکست تحقیرآمیز است.» این مقاله همچنین اشاره کرده که ترامپ وعده «پیروزی کامل» و «تسلیم بیقیدوشرط» ایران را داده بود و ادعا کرده بود که ایران «هیچ گونه غنیسازی اورانیومی انجام نخواهد داد» – اما هیچیک از این وعدهها محقق نشد.
نشریه آتلانتیک نیز در مقالهای با عنوان «شکست ترامپ» آورده است: «رئیسجمهور ترامپ باخت. جنگی که او علیه ایران به راه انداخت با یک التماس تحقیرآمیز برای خاتمه به پایان میرسد... آمریکا ضعیفتر شده است – از نظر نظامی، راهبردی، اقتصادی و حتی احتمالاً از نظر اخلاقی.»
واشنگتن پست در یادداشت دیوید ایگنیشس، ستوننویس امور خارجه، نوشت: «رک بگویم: این توافق در سطح دیپلماتیک، یک رمپ خروجی برای عقبنشینی از جنگی پرهزینه و نامحبوب است، نه یک رژه پیروزی. این توافق فاصله زیادی با آنچه دونالد ترامپ، رئیسجمهور، پیشتر «تغییر رژیم» و «تسلیم بیقیدوشرط» نامیده بود، دارد.»
فایننشال تایمز نیز گزارش داد که ترامپ با اتهامات «تحقیر» مواجه است و منتقدان او میپرسند که آیا امتیازات دادهشده برای پایان دادن به جنگ چهارماهه، ارزش آن را داشته است یا نه. فاکس نیوز نیز از این قاعده مستثنی نبود؛ اندی مککارتی، مفسر این شبکه، ترامپ را به «نویل ترامپ» (اشاره به نِویل چمبرلین، نخستوزیر بریتانیا در سال ۱۹۳۸ که در برابر هیتلر عقبنشینی کرد) تشبیه کرد و توافق را «مسخره» و صرفاً «توافقی برای مذاکره درباره توافق» خواند.
بنابراین، رسانههای جریان اصلی آمریکا – از جمله نیویورک تایمز، واشنگتن پست، آتلانتیک، فایننشال تایمز و حتی بخشی از مفسران فاکس نیوز – همگی توافق ترامپ با ایران را بهعنوان یک «شکست» و «تحقیر» توصیف کردهاند و این ادعا کاملاً با واقعیت مطابقت دارد.
تغییر موضع رسانهها از «درخواست پایان جنگ» به «حمله به توافق»
با وجود این که این مقالات و گزارشها با واقعیت باتلاقی که ترامپ در آن ورود کرد و هزینههای جنگ انتخابی او علیه ایران مطابقت دارد، اما همین نشریات مانند نیویورک تایمز، تا پیش از اعلام توافق اولیه، مدام از ضرورت پایان جنگ و پذیرش حقیقت و خروج آمریکا از نبرد با ایران بدون دادن هزینههای بیشتر میگفتند، اما حالا به توافق حمله میکنند.
در طول جنگ، بسیاری از همین رسانهها خواستار پایان درگیری بودند. خود نیویورک تایمز در مقاله اخیر خود اذعان کرده که توافق اولیه برای پایان جنگ «قابل استقبال» است، اما بلافاصله تأکید کرده که این توافق «حقایق تلخی را به همراه دارد». با این حال، به محض اعلام چارچوب توافق، رویکرد رسانهها به سرعت به سمت حمله به محتوای توافق تغییر جهت داد.
نیویورک تایمز ضمن استقبال از آتشبس، فوراً از ترامپ انتقاد کرد که «هیچکدام از شروطی را که بر آن پافشاری میکرد، به دست نیاورده است». نشریه نیو ریپابلیک به صراحت نوشت: «ترامپ باخت. او هیچ دستاورد معناداری کسب نکرد.» ایندیا تودی نیز به نقل از تحلیلگران گزارش داد که این توافق یک «شکست فاجعهبار راهبردی» برای آمریکا محسوب میشود.
این تغییر موضع متناقض نیست، بلکه نشاندهنده یک اجماع در میان رسانههاست: خود آتشبس قابل استقبال است، اما شرایط توافق برای آمریکا یک شکست راهبردی محسوب میشود. همانطور که آتلانتیک جمعبندی کرد، این جنگ «هیچیک از اهدافی را که ترامپ در ابتدا تعیین کرده بود، محقق نکرد».
تمرکز رسانههای جریان اصلی بر تحقیر مداوم ترامپ(شخصیتی که طبق شواهد به خودشیفتگی بیمارگون مبتلاست و از این رو بسیار مستعد دستکاری روانی) بابت «توافق» با ایران، به نظر می رسد که خط مرموزی است که لابی یهود، که به نفوذ پنهانِ سنگین روی رسانههای جریان اصلی آمریکا شهره است، در جهت تاثیرگذاری بر عقدهها و گرههای شدید روانی ترامپ با هدف پشیمانکردن او از توافق با ایران، خطدهی و هدایت می شود.
فشار لابیهای حامی اسرائیل (ایپک، افدیدی، رسانههای راستگرا و اتهامزنی به مشاوران ترامپ)
این طور به نظر می رسد که لابی یهود آنچه را که در چنته دارد، وارد میدان کرده تا ترامپ را در مسیری بیندازد که بازی آغازشده را بدون نتیجه به پایان ببرد.
ایپک (کمیته امور عمومی آمریکا-اسرائیل) بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین گروههای لابیگر حامی اسرائیل در آمریکا، موضعی محتاطانه اما ناراضی نسبت به توافق اتخاذ کرده است. این سازمان اعلام کرده که «مشتاقانه منتظر بررسی جزئیات کامل چارچوب توافق است» و تأکید کرده که کنگره «نقش کلیدی در بررسی هر توافق نهایی ایفا خواهد کرد». ایپک صراحتاً خواستار آن شده که هر توافقی باید «بهطور دائمی و قابل راستیآزمایی از دستیابی ایران به توانایی ساخت سلاح هستهای جلوگیری کند» و همچنین باید برنامه موشکی و پهپادی ایران و حمایت آن از گروههای نیابتی مسلح را شامل شود.
تحلیلگران اشاره کردهاند که نفوذ ایپک بر کنگره «راز پنهانی نیست» و سیاستمداران هر دو حزب برای «ژست گرفتن، شعار دادن و اثبات وفاداری خود به اجماع ضدایرانی» بر سر یکدیگر سبقت میگیرند.
بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD) نیز نقش پررنگی دارد. نیک استوارت، مدیر سابق بخش لابیگری این بنیاد، به تیم مذاکرهکننده ترامپ اضافه شده است. این بنیاد در سهماهه اول سال ۲۰۲۵، مبلغ ۱۵۰٬۰۰۰ دلار برای لابیگری در موضوعات مربوط به تحریمهای ایران و فروش تسلیحات به اسرائیل هزینه کرده است و نفوذ آن در روند تصمیمگیری غیرقابلانکار است.
مفسران رسانههای راستگرا نیز بهشدت فعال شدهاند. مارک لوین، مفسر سوپرصهیونیست فاکس نیوز که خود از اصلیترین سوقدهندگان ترامپ به سوی جنگ با ایران بود، اکنون خشم خود را متوجه خود توافق کرده و نوشته است: «بهشدت امیدوارم که در اشتباه باشم و چیزها را اشتباه شنیده باشم.» مارک تیسن، دیگر مفسر فاکس نیوز، صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران را به "پیشنهاد طرح مارشال به آلمان، در حالی که نازیها هنوز بر سر کار بودند" تشبیه کرده است.
حملات رسانههای راستگرای اسرائیل به تیم ترامپ نیز بیسابقه بوده است. شبکه ۱۴ اسرائیل (که بهعنوان «نسخه اسرائیلی نیوزمکس» توصیف میشود) در برنامه خود، جرد کوشنر و استیو ویتکاف، دو فرستاده یهودیتبار ترامپ را مورد حمله قرار داد. تال مئیر، مجری این شبکه، خطاب به آنان گفت: «شما در لحظه حقیقت به اسرائیل پشت کردید» و مستقیماً آنان را «بازنده» خطاب کرد. یینون ماگال، مجری دیگر همین شبکه، در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت که ترامپ در این توافق شبیه یک «بازنده» به نظر میرسد و کوشنر و ویتکاف را به «اقدام تحت فشار قطر» و «فروختن برادرانشان در اسرائیل» متهم کرد.
همچنین مقامات اسرائیلی به روزنامه وای نت گفتهاند که این توافق «چهار خواسته کلیدی نتانیاهو» را برآورده نمیکند – از جمله حذف اورانیوم غنیشده ایران، برچیدن زیرساختهای غنیسازی، محدودیت تولید موشک و پایان حمایت از گروههای نیابتی «تروریستی» – و دستیابی به این اهداف در حال حاضر «دستنیافتنی» به نظر میرسد.
بنابراین، گمانه درباره فشار همهجانبه لابی صهیونیستی برای سنگاندازی در مسیر توافق، با انبوهی از شواهد عینی تأیید میشود.
چهارم: پیشبینی تشدید فشار در دو ماه آینده
سناریویی مبنی بر اینکه در روزهای آینده تا دو ماه دیگر که مدت زمان مذاکرات تعیینشده میان ایران و آمریکا جهت رسیدن به یک نتیجه نهایی است، لابی یهودی و صهیونی و همچنین کانونهای قدرتی که ترامپ را وارد این جنگ کردند، بهشدت دست به کار شده و برای سنگاندازی در مسیر پایان جنگ هر کاری از دستشان برمیآید انجام دهند، با گزارشهای موجود همخوانی کامل دارد.
اکسیوس در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ گزارش داد که توافق ترامپ با ایران در داخل اردوگاه ماگ، یعنی بدنهی اجتماعی اصلی طرفدار ترامپ، یک «جبهه دوم» را گشوده است و جمهوریخواهان جنگطلبی که ترامپ را به آغاز جنگ تشویق کرده بودند، اکنون رهبری یک «شورش شدید» علیه او را بر عهده دارند. این گزارش اشاره میکند که محافظهکاران طرفدار اسرائیل «خواستار مشاهده متن کامل یادداشت تفاهم ترامپ با ایران هستند» و از محرمانه بودن توافق و همچنین از محتوای گزارششده آن بهشدت ناراضیاند.
سه محور اصلی مخالفت عبارتند از: اول، مسئله پول – این توافق به ایران اجازه میدهد بلافاصله فروش نفت خود را آغاز کند و راه را برای رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی هموار میسازد. دوم، مسئله اهرمها – جنگطلبان معتقدند ترامپ در حال چشمپوشی از «اهرمهای بیسابقه» خود است؛ چرا که مدعی هستند که ماهها برتری نظامی قوای آمریکا، زیرساختهای هستهای و دفاع متعارف ایران را نابود کرده است. سوم، مسئله اعتماد – منتقدان این فرض را که میتوان ایران را «به سمت میانهروی سوق داد»، رد میکنند. جان رتکلیف، رئیس سیا، نیز به ترامپ هشدار داده که جامعه اطلاعاتی نسبت به تمایل ایران برای دادن امتیازات هستهای لازم در توافق نهایی «تردیدهای جدی» دارد.
میدل ایست آی گزارش داده که نتانیاهو از «همه ابزارهای سیاسی، نظامی، دیپلماتیک، رسانهای و لابیگری برای تضعیف توافق استفاده خواهد کرد.» گاردین نیز اشاره کرده که روابط آمریکا و اسرائیل در حال ورود به «یک چهارراه تاریخی» است.
نتیجهگیری نهایی
در پنجره ۶۰ روزه مذاکرات، لابیهای حامی اسرائیل – از جمله ایپک، افدیدی، مفسران فاکس نیوز و رسانههای راستگرای اسرائیل – با استفاده از ترکیبی از تحقیر عمومی، فشار کنگره، اتهامزنی به مشاوران نزدیک ترامپ و فضاسازی رسانهای، تمام تلاش خود را برای بهشکستکشاندن مذاکرات یا وادار کردن رئیسجمهور آمریکا به عقبنشینی از توافق به کار خواهند گرفت.
با این حال، ترامپ نیز در مقابل این فشارها موضع مقاوم نشان داده و به نتانیاهو هشدار داده که «بهزودی ممکن است در برابر ایران تنها بماند» و همچنین اعلام کرده که «نفوذ لابی اسرائیل در کنگره نسبت به دو دهه پیش کاهش یافته است» – که نشاندهنده آگاهی او از این فشارها و تلاش برای خنثیسازی آنهاست.







