عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - گاهی فوتبال فقط درباره تاکتیک، مالکیت توپ یا کیفیت فنی نیست. گاهی همه چیز در یک اشتباه، یک سوت و یک پرچم خلاصه میشود؛ جزئیاتی که میان حذف و بقا مرز میکشند. پرتغال برابر کرواسی، همه اینها را یکجا تجربه کرد.
آنها در آستانه سقوط بودند. کرواسی با همان آرامش همیشگی، مسابقه را به سمتی برده بود که دوست داشت؛ کنترل ریتم، بستن فضاها و کشاندن حریف به اضطراب. هر دقیقهای که سپری میشد، عقربههای ساعت بیشتر از آنکه به سود پرتغال حرکت کنند، به پایان یکی از آخرین رؤیاهای کریستیانو رونالدو نزدیک میشدند.
تا اینکه فوتبال، مثل همیشه، ناگهان مسیرش را عوض کرد.
یک خطای ناشیانه روی مدافع میانی پرتغال، داور را به نقطه پنالتی رساند؛ اشتباهی که شاید مدافع کرواسی سالها آن را با خود مرور کند. در چنین لحظهای، هیچکس بهتر از رونالدو برای ایستادن پشت توپ وجود نداشت. او بدون کوچکترین تردید ضربهاش را به گل تبدیل کرد؛ نه با هیجان اغراقآمیز، بلکه با خونسردی مردی که بارها چنین صحنههایی را زندگی کرده است.
گل تساوی فقط نتیجه را تغییر نداد؛ جریان بازی را هم عوض کرد. پرتغال دوباره باور کرد که میتواند زنده بماند.
با این حال، خود رونالدو فرصت نداشت پایان این داستان را از داخل زمین ببیند. روبرتو مارتینز در دقیقه ۸۰ تصمیم گرفت کاپیتانش را بیرون بکشد؛ تصمیمی که از نگاه و واکنش رونالدو مشخص بود چندان مطابق میلش نیست. او هنوز احساس میکرد میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد، اما سرمربی ترجیح داد انرژی تازهای به خط حمله تزریق کند.
شاید همین تصمیم، یکی از مهمترین قمارهای مارتینس در این جام بود.
در سومین دقیقه وقتهای تلفشده، پرتغال گل دوم را زد؛ گلی که نیمکت این تیم را منفجر کرد و تصور میشد حکم صعود را امضا کرده است. اما این مسابقه هنوز یک پیچ دیگر برای رو کردن داشت.
کرواسی بار دیگر دروازه پرتغال را باز کرد. برای چند ثانیه، همه چیز دوباره فرو ریخت؛ شادی پرتغالیها، سکوت، نگرانی و انتظار. سپس پرچم کمکداور بالا رفت. آفساید.
همین یک تصمیم کافی بود تا مرز میان حذف و صعود دوباره جابهجا شود. پرتغال از سقوط گریخت؛ نه با نمایشی بینقص، بلکه با ترکیبی از تجربه، کیفیت، سماجت و البته اندکی خوششانسی؛ همان عنصری که تقریباً هیچ تیم قهرمانی در طول تاریخ از آن بینیاز نبوده است.
در پایان مسابقه، کریستیانو رونالدو عنوان بهترین بازیکن زمین را به دست آورد؛ انتخابی که شاید بیش از هر چیز به خاطر تأثیر او بر روند مسابقه بود. گل تساوی، آرامشی که به تیمش تزریق کرد و حضوری که حتی پس از تعویض نیز بر جریان ذهنی بازی سایه انداخته بود.
اما شاید مهمتر از جایزه بهترین بازیکن، پیامی بود که این مسابقه برای پرتغال داشت. این تیم هنوز آن ماشین بینقصی نیست که بتواند با اقتدار از کنار هر حریفی عبور کند. هنوز در دفاع آسیبپذیر است، هنوز در خلق موقعیت دچار نوسان میشود و هنوز برای عبور از برخی مسابقات، به لطف لحظهها نیاز دارد. با این حال، تیمهای مدعی الزاماً تیمهایی نیستند که همیشه زیبا بازی میکنند؛ آنها تیمهایی هستند که راه زنده ماندن را بلدند.
اکنون اما آزمون واقعی فرا رسیده است.
اسپانیا یکی از آمادهترین تیمهای جام، در انتظار پرتغال است؛ تیمی که با فوتبال مالکانه، پرس سنگین و انسجام تاکتیکی، بسیاری را شیفته خود کرده است. اگر کرواسی آزمون بقا بود، اسپانیا آزمون شایستگی خواهد بود؛ مسابقهای که مشخص میکند پرتغال صرفاً از یک شب پرحادثه جان سالم به در برده یا واقعاً ظرفیت رقابت برای قهرمانی را دارد.
فعلاً اما یک حقیقت انکارناپذیر وجود دارد؛ تا وقتی کریستیانو رونالدو در این جام نفس میکشد و پرتغال هنوز حذف نشده، امید هم زنده است.
روزبه بمانی در یکی از شعرهایش می نویسد اینجا چراغی روشن است و این شاید بهترین وصف حال و روز پرتغال با کریستیانو باشد؛ چراغی که این بار نه با نمایش خیرهکننده، بلکه با ایمان به بازگشت، تجربه پرتغال و اندکی لطف فوتبال، خاموش نشد.






