در دامنه‌های کوه توبقال، بلندترین قله شمال آفریقا با ارتفاع ۴۱۶۷ متر، روستایی کوچک و دورافتاده قرار دارد که نامش برای بسیاری از مراکشی‌ها با راز و رمزهای عالم «جنیان» گره خورده است. این روستا «سیدی شمهروش» نام دارد و هر سال هزاران نفر، از کوهنوردان گرفته تا زائرانی که به نیروهای ماورایی باور دارند، راه دشوار آن را در پیش می‌گیرند.

برای مردم مراکش، «سیدی شمهروش» تنها نام یک روستا یا زیارتگاه نیست، بلکه محل اقامت یا آرامگاه سلطان جن‌ها است؛ موجودی که بنا بر باورهای عامیانه، قرن‌هاست بر جن‌های زمین حکومت می‌کند، میان آن‌ها داوری می‌کند و حتی اختلاف میان انسان و جن را نیز حل‌وفصل می‌کند. این باورها باعث شده است که سیدی شمهروش یکی از عجیب‌ترین و اسرارآمیزترین مکان‌های زیارتی مراکش باشد.

برای رسیدن به این زیارتگاه باید ابتدا راهی روستای ایملیل شد؛ اینجا آخرین نقطه‌ای که خودروها به آن دسترسی دارند. از ایملیل تا سیدی شمهروش حدود دو ساعت پیاده‌روی در مسیرهای کوهستانی لازم است.

با ورود به روستا، نخستین چیزی که توجه را جلب می‌کند، خانه‌های ساده سنگی، گنبد زیارتگاه، پرچم‌های سفید و سبز و شمع‌هایی است که زائران در گوشه و کنار روشن کرده‌اند. در کنار مسجد کوچک، صخره‌ای بزرگ قرار دارد که شکافی در دل آن دیده می‌شود. مردم محلی این صخره را محل آرامگاه یا اقامتگاه سیدی شمهروش می‌دانند. بر سر در زیارتگاه نیز تابلویی به زبان عربی و فرانسوی نصب شده که اعلام می‌کند ورود به این مکان تنها برای مسلمانان مجاز است.

سیدی شمهروش کیست؟

در باورهای عامیانه مردم مراکش، سیدی شمهروش یکی از هفت پادشاه بزرگ جن‌های زمین است؛ موجودی بسیار دانا و عادل که لقب سلطان جن‌ها را دارد. گفته می‌شود او از همه پادشاهان جن باتجربه‌تر و خردمندتر است و نقش قاضی عالی آنان را بر عهده دارد.

در برخی روایت‌ها آمده است که هر یک از هفت پادشاه جن بر یکی از روزهای هفته حکومت می‌کنند و روز پنج‌شنبه به سیدی شمهروش اختصاص دارد. رنگ‌های سفید و سبز نیز رنگ‌های نمادین او هستند و به همین دلیل بیشتر پرچم‌ها و پارچه‌های اطراف زیارتگاه به همین دو رنگ دیده می‌شوند.

اینجا زیارتگاه «پادشاه جن‌ها» است

برخی روایت‌های مذهبی‌تر حتی ادعا می‌کنند شمهروش جنی مسلمان بوده که بیش از چهارده قرن عمر کرده و بعدها سلطنت خود را به پسرش عبدالرحمن واگذار کرده، اما همچنان در مهم‌ترین دادگاه‌های جن‌ها حضور می‌یابد. البته هیچ‌یک از این روایت‌ها پشتوانه دینی معتبری ندارند و پژوهشگران آن‌ها را بخشی از فرهنگ عامه و افسانه‌های محلی می‌دانند.

افسانه دیدار با سلطان جن‌ها

یکی از مشهورترین داستان‌هایی که درباره شمهروش نقل می‌شود، به مردی از قبیله آیت میزان بازمی‌گردد که در برخی روایت‌ها بلعید و در برخی دیگر موسی بن ادریس نامیده شده است.

می‌گویند روزی سگی سیاه به خانه او آمد. مرد که از هویت واقعی این حیوان خبر نداشت، یک هفته از او پذیرایی کرد. اما هر صبح متوجه می‌شد اسبش خیس عرق است؛ گویی تمام شب را تاخته است. سرانجام شبی در اصطبل کمین کرد و صدایی شنید که می‌گفت: «شمهروش، دیر کردی. همه منتظر تو هستند».

در همان لحظه سگ سیاه به اصطبل آمد، بر اسب سوار شد و به سوی کوهستان رفت. میزبان که راز ماجرا را فهمیده بود، شب بعد از مهمان خود خواست همراه او غذا بخورد. سگ از خوردن غذا خودداری کرد و گفت: «من نمک نمی‌خورم».

پس از اصرار صاحبخانه، ناگهان سگ به پادشاهی باشکوه با لباس‌های سلطنتی و تاجی بر سر تبدیل شد و خود را شمهروش معرفی کرد.

او سپس میزبان را به محلی در کوهستان برد و گفت اینجا اقامتگاه اوست و از آن پس باید مردم قربانی‌های خود را در همین مکان تقدیم کنند. همچنین خاندان بلعید را متولی همیشگی زیارتگاه معرفی کرد و مقرر داشت گوشت قربانی میان فقیر و غنی تقسیم شود، اما پوست، سر دام‌ها و بخشی از نذورات به متولیان زیارتگاه برسد.

امروزه نیز خاندان بلعید همچنان از متولیان اصلی این مکان به شمار می‌روند.

دادگاه جن‌ها

شاید عجیب‌ترین باور درباره سیدی شمهروش، اعتقاد به وجود دادگاه جن‌ها باشد.

بر اساس این باور، شمهروش هر پنج‌شنبه در زیارتگاه خود دادگاهی تشکیل می‌دهد و میان جن‌ها یا میان جن‌ها و انسان‌ها داوری می‌کند. گفته می‌شود در این دادگاه، هفت پادشاه جن حضور دارند.

به همین دلیل پنج‌شنبه شلوغ‌ترین روز زیارتگاه است. مردم از شهرهای مختلف مراکش به این مکان می‌آیند تا مشکلات خود را با سلطان جن‌ها در میان بگذارند.

عده‌ای باور دارند اگر شخصی گرفتار جن، سحر یا طلسم شده باشد، شمهروش می‌تواند جن را وادار به ترک بدن او کند یا میان آن دو داوری کند. برخی نیز برای برآورده شدن آرزوهای خود، حل اختلافات خانوادگی یا درمان بیماری‌های مرموز به این زیارتگاه مراجعه می‌کنند.

آیین‌های درمان و قربانی

در گذشته و حتی امروز، بسیاری از زائران با خود گوسفند، بز، خروس یا مرغ به زیارتگاه می‌آورند تا قربانی کنند. اگر توان مالی نداشته باشند، شمع، بخور یا هدایای دیگری نذر می‌کنند.

پیش از ورود به زیارتگاه، زائران در آب چشمه‌ای که مقدس دانسته می‌شود غسل می‌کنند یا از آب آن می‌نوشند. سپس وارد محوطه زیارتگاه شده، گرد صخره‌ای که به عنوان آرامگاه شمهروش شناخته می‌شود می‌گردند و قربانی خود را تقدیم می‌کنند.

در باورهای محلی، اگر بیماری فرد ناشی از جن یا سحر باشد، ممکن است مراسمی چندروزه برگزار شود. در این مراسم، موسیقی آیینی، رقص‌های سنتی و آیین‌هایی مانند «حضره» یا «زار» اجرا می‌شود تا به اعتقاد شرکت‌کنندگان، جن از بدن فرد خارج شود.

اگر این آیین‌ها مؤثر نباشد، گفته می‌شود پرونده فرد به «دادگاه» شمهروش سپرده می‌شود و سلطان جن‌ها درباره او حکم صادر می‌کند. گاهی نیز باور دارند فرد باید چند روز یا حتی چند هفته در کنار زیارتگاه بماند تا حکم دادگاه اجرا شود.

نگاه پژوهشگران

مردم‌شناسان و جامعه‌شناسان معتقدند سیدی شمهروش نمونه‌ای برجسته از درهم‌آمیختن باورهای کهن بربری با سنت‌های اسلامی است. به گفته آنان، این زیارتگاه از دوران پیش از اسلام نیز مکانی مقدس بوده و پس از گسترش اسلام، شخصیت شمهروش از یک موجود اسطوره‌ای به «جنی مسلمان» تبدیل شده است.

تأثیر اقتصادی زیارتگاه

با وجود همه جنبه‌های افسانه‌ای، زیارتگاه سیدی شمهروش نقش مهمی در اقتصاد منطقه دارد. فروش دام برای قربانی، شمع، بخور، نذورات، اجاره خانه، تهیه غذا و کرایه قاطر برای رساندن زائران به زیارتگاه، منبع درآمد بسیاری از خانواده‌های روستاهای اطراف است.

در طول تاریخ نیز میان روستاهای همسایه و خاندان‌های متولی، بارها بر سر تقسیم نذورات و درآمدهای زیارتگاه اختلاف‌هایی به وجود آمده و برای تقسیم آن مقررات مشخصی وضع شده است.

افسانه‌ای که هنوز زنده است

امروزه سیدی شمهروش تنها یک شخصیت افسانه‌ای یا زیارتگاهی در دل کوهستان نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و فولکلور مراکش به شمار می‌آید. برای برخی، او سلطان عادل جن‌ها و پناهگاه کسانی است که خود را گرفتار نیروهای نادیدنی می‌دانند؛ برای برخی دیگر، نمونه‌ای از ماندگاری اسطوره‌های کهن در زندگی امروز و آمیزش باورهای بومی با سنت‌های دینی است. همین ترکیب منحصربه‌فرد از افسانه، مذهب، فرهنگ عامه و آیین‌های محلی، باعث شده است که سیدی شمهروش همچنان یکی از مرموزترین و بحث‌برانگیزترین زیارتگاه‌های شمال آفریقا باقی بماند.

منبع: فرادید