منطقه شکارممنوع بدیل در آتش بی تدبیری؛ تکرار یک هشدار جدی
هژیر کیانی
دبیر انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان
آتش سوزی گسترده در منطقه شکارممنوع بدیل که بنا بر برآوردهای اولیه حدود ۸۰۰ هکتار از عرصه های طبیعی این زیست بوم ارزشمند را درگیر کرده و به جان باختن مرحوم تقی چنگلوایی، از نیروهای داوطلب و فعالان میدانی محیط زیست انجامیده است، صرفاً یک حادثه طبیعی و مقطعی تلقی نمی شود، بلکه باید آن را در چارچوب کاستی های ساختاری در نظام مدیریت، حفاظت و پیشگیری از بحران در مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست تحلیل کرد. بر اساس قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست و آیین نامه های اجرایی مربوط به مناطق تحت مدیریت، صیانت از زیست بوم های طبیعی، پیشگیری از تخریب و مدیریت بحران های محیط زیستی از وظایف ذاتی، مستمر و غیر قابل تفویض سازمان حفاظت محیط زیست است. با این حال، تکرار حوادث مشابه در سال های اخیر این پرسش بنیادین را در افکار عمومی و نهادهای تخصصی ایجاد کرده است که تا چه میزان الزامات قانونی در حوزه پیشگیری، تجهیز و آماده سازی مناطق حساس به صورت عملیاتی و قابل ارزیابی اجرا شده است.
منطقه شکارممنوع بدیل علی رغم برخورداری از ارزش های اکولوژیکی بالا، تنوع زیستی قابل توجه و سابقه وقوع مکرر آتش سوزی، همچنان از حداقل زیرساخت های حفاظتی از جمله استقرار پایگاه محیط بانی ثابت و تجهیزات متناسب مدیریت حریق محروم است. این وضعیت نشان دهنده فاصله معنادار میان سطح تهدیدات موجود و سطح آمادگی نهادی برای مواجهه با بحران است؛ فاصله ای که در بزنگاه حوادث، به خسارات گسترده انسانی و طبیعی منجر می شود.
در این چارچوب، این پرسش حقوقی و مدیریتی مطرح است که در سطوح تصمیم سازی مرتبط، به ویژه در معاونت محیط زیست طبیعی به عنوان مرجع تخصصی سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدیریت زیستگاه های طبیعی، چه میزان از تکالیف قانونی و برنامه های مصوب در خصوص ارتقای سطح حفاظتی منطقه بدیل، استقرار ساختارهای میدانی، تقویت تجهیزات اطفای حریق و کاهش آسیب پذیری این زیست بوم عملیاتی شده است. با توجه به تکرار حوادث مشابه و استمرار ضعف زیرساختی، این ابهام جدی وجود دارد که آیا اصل بنیادین «تناسب سطح حفاظت با میزان خطر پذیری زیست بوم» در فرآیند تخصیص منابع و اولویت بندی اجرایی به درستی رعایت شده است یا خیر. همچنین ضروری است به صورت مستند و شفاف اعلام شود چه اقدامات اجرایی، مصوبات اداری و برنامه های عملیاتی مشخصی برای ارتقای وضعیت حفاظتی منطقه بدیل و تقویت توان واکنش سریع در برابر بحران های حریق طی سال های گذشته انجام شده است. از منظر حقوق اداری و اصول حاکم بر مسئولیت دستگاه های اجرایی، استمرار چنین وضعیت هایی می تواند واجد شائبه بررسی ترک فعل در انجام تکالیف قانونی، عدم کفایت اقدامات پیشگیرانه و فاصله از استانداردهای حداقلی حفاظت باشد؛ موضوعی که ضرورت پاسخگویی شفاف، مستند و قابل راستی آزمایی را دوچندان می سازد.
تجربه های تکرارشونده این گونه حوادث با ابعاد گسترده خسارات زیستی و انسانی نشان می دهد که در رأس هرم مدیریت محیط زیست کشور، ضرورت تشکیل یک کمیته ملی تخصصی برای آسیب شناسی مناطق بحرانی، پایش مستمر زیست بوم های پرریسک و بازطراحی سازوکارهای پیشگیرانه بیش از هر زمان دیگری احساس می شود؛ کمیته ای که بتواند از چرخه تکرار بحران ها، کاهش سرمایه های طبیعی و جان باختن نیروهای داوطلب و وطن دوست جلوگیری کرده و نظام مدیریت را از رویکرد واکنشی به رویکرد پیشگیرانه ارتقا دهد. بدیهی است این یادداشت در چارچوب مطالبه گری حقوقی، مدنی و حرفه ای تنظیم شده و ناظر بر اصلاح ساختارهاست، نه انتساب مسئولیت به اشخاص؛ چرا که شفافیت، پاسخگویی و انطباق عملکرد با قانون، شرط بنیادین اعتماد عمومی در حوزه حفاظت از محیط زیست است.
در پایان، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم تقی چنگلوایی، از نیروهای دلسوز و داوطلبی که جان خود را در راه پاسداری از این سرزمین و طبیعت آن فدا کرد، این ضایعه تلخ به خانواده محترم ایشان، جامعه محیط زیست و تمامی دوستداران طبیعت تسلیت عرض می گردد. بی تردید نام و یاد او در حافظه محیط زیستی این سرزمین به عنوان نمادی از ایثار در راه وطن و طبیعت پایدار باقی خواهد ماند.






