روزهای گذشته و پیش از اعلام توافق ایران و آمریکا، و تنها با نزدیک شدن به تفاهم، جریان تندرو و مخالف مذاکره بار دیگر با راهاندازی کمپین و تجمع خیابانی در تلاش بودند روند توافق را متوقف کنند.
جدی شدن مذاکرات یا نزدیک شدن به هر توافق، برای ایران فقط فرصت دیپلماتیک به همراه ندارد. جریان سیاسی اقلیت هم، شرایط را فرصتی برای اعلام موجودیت خود می داند. همانطور که با روی کار آمدن دولت یازدهم در سال ۱۳۹۲ یک گروه سیاسی با محوریت جبهه پایداری خود را دلواپس اعلام کرد، تا پیش از اعلام تفاهم ایران و آمریکا این گروه در رادیکالترین شکل ممکن در رسانهها و خیابانها گرد هم میآمدند تا جلوی دستیابی به توافق را بگیرند.
اعلام وضعیت خطر در اردوگاه جلیلیون
در سال ۹۲ دولت یازدهم پیام تنشزدایی به جهان مخابره کرده بود و محمدجواد ظریف که با شمایلی متفاوت وزیر خارجه شد و مذاکرات هستهای ایران را در دست گرفت. این موضوع برای طرفداران سعید جلیلی دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی که پیش از ظریف مسئول مذاکرات هستهای بود قابل قبول نبود. به ویژه آنکه آینده سیاسی طیف سعید جلیلی به خطر افتاده بود. در زمان مذاکرات جلیلی سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه تهران اعمال شده بود و در مقابل تیم دیپلماسی جدید در همان ۱۰۰ روز نخست دولت، در ژنو به توافق موقتی دست پیدا کرده بود. بر اساس این توافق قرار بر این بود که در ازای بخشی از تحریم های وضعشده، برنامه غنیسازی ایران محدود شود. طیف سیاسی مخالف دولت که نگاهی غربستیزانه را دنبال میکردند در شرایط جدید علاوهبر آنکه دیپلماسی تنشزدا را مغایر ارزشهای ایدئولوژیک خود میدانستند، به نوعی بر سر رقابت سیاسی هم قرار گرفته بودند. هر دستاوردی میتوانست پایگاه اجتماعی دولت وقت را تقویت کند و در مقابل موقعیت طیفی که در زمان احمدی نژاد به قدرت رسیده بودند را متزلزل کند.
با این شکاف ایدئولوژیک و رقابت سیاسی، سکوت برای این طیف سیاسی به معنای برخوردی منفعلانه بود و شکست به شمار میرفت. از آن رو تریبونهای خود را فعال کردند و با بلندترین فریادها از تریبونهای مختلف به اپوزیسیون تمامعیار دولت وقت تبدیل شوند. کافی بود که وزرای خارجه ایران و آمریکا جلسهای دو جانبه برگزار کنند یا پیادهروی کنند تا فریاد وامصیبتا و نقد اعتماد به دشمن از تریبونهای مجلس شنیده شود.
حمله به تیم مذاکرهکننده ایرانی باعث شده بود که رهبر شهید در یک سخنرانی از دیپلماتهای ایرانی دفاع کنند و آنها را هیئتی امین، غیور، شجاع، متدیّن بخوانند. با این حال، حملات ادامه پیدا کرد و آنها به مخالف سرسخت توافق هستهای (برجام) تبدیل شدند و تا آخر هم بر همین مسیر ماندند؛ چیزی که البته بیشتر به نظر میرسید با هدف رویارویی با دولتی است که برجام را به بار آورده بود، چرا که وقتی دولت سیزدهم به دنبال احیای برجام بود آنقدرها خبری از مخالفتها و رویارویی نبود. از روایتهای صورت گرفته به نظر میرسید علی باقری مذاکرهکننده ایران در دولت سیزدهم، که قبلا منتقد برجام بود با واقعیتها آشنا شده است.
چطور اکثریت دلواپسان در دولت سیزدهم سکوت کردند؟
علی باقری در تازه ترین گفتوگوی خود به روایت از توافق با آمریکا پرداخته و گفته: در مرداد ۴۰۱ توافق با آمریکا تمام شده بود و فقط امضا مانده بود. رهبر شهید انقلاب مستقیماً در مورد مفاد توافق نظر میداد و موضع میگرفت. باقری کنی گفت: امضای توافق به بعد از انتخابات میان دورهای آمریکا موکول شده بود، که به دلیل حوادث مهر ماه مردد شدند. بهمن ۴۰۱ مجددا مذاکرات شروع شد که با شروع عملیات ۷ اکتبر به بنبست خورد. وی افزود: تا اینکه در سال بعد از آن دکتر پزشکیان مسؤولیت آن را برعهده گرفت.
این شبیه به همان روایتی است که غلامحسین اسماعیلی، رئیس دفتر رئیس جمهور در دولت سیزدهم توضیح داده است. اسماعیلی در گفتوگویی با خبرآنلاین گفته: در دوره شهید رئیسی، مذاکرات احیای برجام با لحاظ قانون راهبردی با جدیت تمام پیگیری میشد. ما به دنبال احیای برجام بودیم.
در اسفند ۱۴۰۰ محمود نبویان از معدود دلواپسانی بود که با احیای برجام در دولت رئیسی هم مخالفت کرد. او در نشست «همایش دفتر ارتباطات فرهنگی» گفت: «در توافق جدید هیچ چیز لغو نمیشود؛ آقایان دارند روی همین هم توافق میکنند. امیرعبداللهیان در مجلس گفت آیسا، کاتسا و یوترن لغو نمیشود؛ آمریکا حتی حاضر نشده معافیت دهد. آمریکا قوی ظاهر شده اما دوستان ما بسیار ضعیف ظاهر شدهاند. کار به جایی رسیده که باقری به بچههای انقلابی گفته تند هستید.»
اما حالا که دیگر دولت نزدیک به آنها بر سر کار نیست بار دیگر دلواپسان تحرکات خود را بهشکل وسیعتری آغاز کردهاند. حال آنکه مذاکره کننده اصلی در اینجا شخص رئیس مجلس یعنی محمدباقر قالیباف است؛ کسی که بااینکه دل خوشی از دولت ارمغانآورنده برجام نداشت، اما بین او و تندروها فاصلهای افتاده است.
اما در این چند روز که خبرهایی از نزدیک شدن ایران و آمریکا به یادداشت تفاهم به گوش میرسید و هنوز رسما اعلام نشده بود، طیف مخالف با پرچمی دیگر و با کارزاری به نام نمیپذیریم وارد میدان شده است. شنبه ۲۳ خرداد، میثم نیلی مدیرمسئول سایت رجانیوز و برادر داماد ابراهیم رئیسی در مطلبی در فضای مجازی مردم را دعوت به مخالفت با مذاکره کنندگان کرد. مثل مواقع دیگر برخی چهرههای ستاد امر به معروف هم پای ثابت ماندند. محمد کرباسی دبیر ستاد امر به معروف استان قم در فضای مجازی خود به کمپین «نمیپذیریم» پیوسته و نوشته: تعهدی که نتیجهاش تضمین امنیت نائب امام زمان علیهالسلام نباشد را نمیپذیریم.
با این حال از شعارها و موضعگیریها پیداست که توافقنپذیرها بیشتر میخواهند مسئولیت مذاکرات را بر گردن دولت بیندازند و اینکه رئیس قوه مقننه هدایت این مذاکرات را بر عهده دارد نادیده بگیرند. اولین نمود آن در تجمع خیابانی توافقنپذیرها شنبه در مشهد رخ داد که کفنپوشان در تجمع مقابل دفتر وزارت خارجه شعارهای تند و تیز خود را متوجه وزیر خارجه کردند. توافقنپذیرها در مشهد شعارشان «مرگ بر عراقچی ...» بود و در تجمعات دیگری هم مثل تهران هم شعارهای «عراقچی حیا کن آمریکا رو رها کن» سر دادند. هرچند که در کنار آن «قالیباف عراقچی پس خون رهبرم چی؟» نیز داده شد.
نپذیرها چند روز جنگیدهاند؟
اما توافقنپذیرها این بار در شرایطی به مخالفت با دیپلماسی و تفاهم برآمده اند که این تفاهم پایان دهنده جنگ است. اگرچه این تفاهم میتواند این طیف سیاسی را به چالش بکشد، اما این گروه برای جایگزینی آن، پیشنهادی نداده است. در ظاهر اینگونه به نظر میرسد که آنها به دنبال تداوم جنگ هستند؛ اما سوالی که هریک از این توافقنپذیرها باید پاسخ دهند این است که در چهار دهه گذشته چقدر در میادین نظامی حضور داشته اند؟ آیا آنها میخواهند پشت گودنشینان باشند که دستور حمله و دفاع میدهند یا صرفا میخواهند گروه و جناح خودشان در قدرت باشند؟







