دستور ترامپ برای بازگشت «دیوار فولادی محاصره دریایی» علیه بنادر ایران، بزرگترین بحران انرژی جهان پس از دهه ۱۹۷۰ را رقم زده است.
دستور دونالد ترامپ برای بازگشت «دیوار فولادی محاصره دریایی» علیه بنادر ایران، بزرگترین بحران انرژی جهان پس از دهه ۱۹۷۰ را رقم زده است. گزارشهای میدانی و تحلیلی خبرگزاریهای آسوشیتدپرس، رویترز و روزنامه گاردین نشان میدهد که پاسخ متقابل ایران در از کار انداختن شاهرگ تجاری جهان، عملاً کاخ سفید را وارد یک جنگ فرسایشی و نامتقارن کرده است؛ باتلاقی ژئوپلیتیک که ناظران بینالمللی آن را با کابوس ناکامی آمریکا در جنگلهای ویتنام مقایسه میکنند.
قفل هرمز؛ وقتی تکنولوژی پنتاگون اسیر جغرافیا شد
به گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از دادههای ردیابی مؤسسه معتبر اطلاعات دریایی «لویدز لیست»، تردد تانکرهای نفتی در تنگه هرمز با سقوطی بیسابقه مواجه شده است. کشتیهای تجاری برای فرار از پهپادها و موشکهای ساحل به دریا، ردیابهای خود را خاموش کرده و به صورت «تاریک» حرکت میکنند.
تحلیلگران نظامی در گفتگو با سیبیاس (CBS) تأکید کردهاند که اشراف جغرافیایی ایران بر این آبراه باریک، برتری تکنولوژیک ناوگان ۱۹ ناو جنگی سنتکام (از جمله دو ناو هواپیمابر) را خنثی کرده است.
آسوشیتدپرس گزارش میدهد که باز کردن این شاهراه با حملات هوایی صرف ممکن نیست و نیاز به ورود دهها هزار نیروی زمینی دارد. سرهنگ بازنشسته دنیل دیویس، تحلیلگر ارشد مسائل دفاعی، در این رابطه هشدار میدهد:
«کاخ سفید تصور میکند با بمبارانهای هوایی میتواند اراده یک ملت را بشکند؛ این دقیقاً همان فرضیه اشتباهی است که ما را در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به جنگلهای ویتنام کشاند. ورود به هرمز بدون استراتژی زمینی و خروج مشخص، بازی در زمین بازی نامتقارن ایران است.»
شلیک به قلب بورس؛ موج تورم و فلج شدن اقتصاد جهانی
بند پایانی استراتژی ترامپ، اکنون بیش از آنکه به تهران ضربه بزند، اقتصاد غرب را فلج کرده است. بر اساس گزارشهای زنجیرهای آسوشیتدپرس:
جهش بازار انرژی و کابوس رکود
بهای نفت برنت با هر شلیک در خلیج فارس جهشهای ناگهانی را ثبت کرده است. کارشناسان مؤسسه بینالمللی «ریستاد انرژی» نسبت به بروز یک رکود تورمی شدید و جهانی در صورت تداوم مسدود ماندن تنگه هشدار میدهند.
جیسون بوردوف، مدیر مرکز سیاست جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا، به آسوشیتدپرس میگوید: «بازار جهانی انرژی طاقت یک انسداد طولانیمدت در هرمز را ندارد. هر بشکه نفتی که از این مسیر حذف میشود، مانند شوکی به پیکر بیرمق اقتصاد جهانی پس از بحرانهای اخیر است و ترامپ نمیتواند با بیانیههای توئیتری جلوی گران شدن بنزین در خاک آمریکا را بگیرد.»
سقوط والاستریت و لرزه بر اندام اساندپی ۵۰۰
شاخصهای معتبر نظیر S&P ۵۰۰ و ناسداک تحت تأثیر هزینههای سرسامآور جنگ و تهدید جدی زنجیره تأمین قطعات الکترونیکی، ریزشهای تاریخی را تجربه کردهاند. سهام غولهای تراشهسازی مانند انویدیا و میکرون دچار شوک شدهاند؛ چرا که ناامنی مسیرهای دریایی، ترانزیت مواد اولیه را با بحران مواجه کرده است. همزمان، نرخ بهره اوراق قرضه خزانهداری آمریکا به دلیل ترس از تورم ناشی از گران شدن سوخت، به بالاترین حد خود رسیده که این امر فدرال رزرو را برای مدیریت نرخ بهره دستبسته کرده است.
قمار نافرجام با باجخواهی از اعراب
روزنامه گاردین در تحلیلی مفصل به سردرگمی استراتژیک دونالد ترامپ پرداخته است. رئیسجمهور آمریکا که ابتدا در پلتفرم تروث سوشیال با ادبیاتی کاملاً کاسبکارانه از طرح «فرشته نگهبان هرمز» و لزوم پرداخت عوارض ۲۰ درصدی توسط کشورهای عربی خلیج فارس سخن گفته بود، با مقاومت دیپلماتیک شدید و تماسهای اضطراری رهبران منطقه مواجه شد.
آسوشیتدپرس فاش کرد که ترامپ مجبور به عقبنشینی از این طرح خام شد و پادشاهان خلیج فارس را با وعده سرمایهگذاریهای موازی در زیرساختهای داخلی آمریکا آرام کرد.
ریچارد بلومنتال، سناتور دموکرات آمریکایی با انتقاد شدید از سیاستهای خاورمیانهای دولت، این وضعیت را یک شکست تمامعیار خواند و گفت: «ما در حال تکرار تاریخ هستیم. ترامپ ارتش آمریکا را به یک نیروی اجیرشده برای حفاظت از چاههای نفت تبدیل کرده است، در حالی که هیچ افق روشنی برای پایان این درگیری وجود ندارد. این جنگ نه تنبیه ایران، بلکه فرسایش تدریجی منابع استراتژیک ماست.»
چرا هرمز، ویتنام قرن بیست و یکم است؟
تحلیلگران بینالمللی در نیویورک تایمز چهار دلیل عمده را برای شباهت این جنگ با باتلاق ویتنام برمیشمارند:
فقدان استراتژی خروج: درست مانند جنگ ویتنام، دولت آمریکا هدف نهایی و تعریفشدهای برای پایان عملیات ندارد. بمبارانهای شبانه زیرساختهای استان هرمزگان و پلهای بندرعباس نتوانسته توان موشکی و پهپادی ایران را متوقف کند.
جنگ شبکهای و افقی: ایران دایره درگیری را به کل منطقه گسترش داده است. حملات موشکی به پایگاههای آمریکا در قطر، بحرین، اردن و کویت نشان میدهد که ارتش کلاسیک آمریکا با یک هدف مشخص روبرو نیست. علاوه بر این، چراغ سبز تهران به متحدانش در یمن (انصارالله) برای فعال کردن جبهه دریای سرخ و بابالمندب، واشنگتن را با یک جنگ شبکهای مواجه کرده است که در آن برتری تسلیحاتی کارایی تام ندارد.
ناکارآمدی قدرت هوایی در جغرافیای بسته: در خلیج فارس و تنگه هرمز، ناوهای هواپیمابر آمریکایی به جای اینکه برگ برنده باشند، به دلیل عرض کم آبراه، به اهدافی بزرگ برای قایقهای تندرو و مینهای دریایی تبدیل شدهاند؛ شبیه به تانکهای آمریکایی که در گلولای و جنگلهای ویتنام کارایی خود را از دست میدادند.
ترامپ با تصور یک پیروزی سریع و قاطع پا به این معرکه گذاشت، اما اکنون در فرسایشیترین نبرد دریایی قرن گرفتار شده است. او هر شب دستور بمباران صادر میکند، اما واقعیت روی زمین و دریا تغییر نکرده است؛ شاهرگ انرژی جهان قفل شده، بورس والاستریت در حال سقوط است و واشنگتن بدون داشتن راه فرار، عمیقتر از گذشته در چاه فرسایش نظامی و بحران اقتصادی جهانی فرو میرود.






