گلچین متن نوحه تاسوعا و شب نهم محرم به همراه نوحه حضرت عباس برای مداحی و اشعار تاثیرگذار برای مراسم عزاداری؛ مجموعهای کامل از مداحی تاسوعایی.
شب نهم محرم، شب تاسوعا، یادآور رشادت و وفاداری حضرت ابوالفضل العباس(ع) در واقعه کربلاست. در این شب هیئتها و مجالس عزاداری با نوحهها و مداحیهای سوزناک حال و هوایی خاص پیدا میکنند.
در این مطلب از ستاره مجموعهای از متن زیباترین نوحه حضرت عباس، اشعار مرتبط با روز تاسوعا و نوحههای مناسب مداحی گردآوری شده تا مداحان و علاقهمندان بتوانند برای مراسم عزاداری محرم از آنها استفاده کنند.
متن نوحه شب های محرم
متن نوحه ابوفاضل ابوفاضل ابوالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابالفضل
بخون چاووش
بخون من در خروشم
میرم هیئت، لباس مشکی میپوشم
میخوام دیوونه باشم
اسیر هیئتُ، بیخونه باشم
بخون ماه غم اومد
محرم شد، دوباره ماتم اومد
برید طبل و کتل، بیرق بیارید
روی دیوار عکس عباس بذارید
که ماه نور عینه
بخون ماه ابالفضلِ حسینه
که عالم کربلا شد
سر ارباب به منبر، نیزهها شد
ابالفضل دست نداره
یکی معجر برا زینب بیاره
که فصل قحط آبه
غریبی، بیکسی، سهم ربابه
که مهدی دلغمینه
میاد تو مجلس روضه میشینه
چرا بابا میگردی رو زمینو
میبوسی هی یه چیز نازنینو
چیزی که تو میبوسی، ناز و زیباست
باباجون وای، گمونم دست سقاست
متن نوحه معروف حضرت عباس از محمد جواد غفور زاده (شفق)
در باغ یاسین از ازل من گل یاسم
پـروردهی امّالبنیـن یعنـی عباسم
من جان نثار مکتبم من اباالفضلم
یعنی حسینی مذهبم من اباالفضلم
چون ماه نو سر میزنم خیمه به خیمه
پروانهام، پر میزنم خیمه به خیمه
مـن بر سر پیمان خود باقــیام باقی
در بـزم عـاشوراییان ساقیام ساقی
هر کس که از شوق لقا تشنهتر گردد
گر در دل دریا رود تشنه برگردد
آب و امید من چه شد رفته از دستم
شرمنده از لب تشنگان در حرم هستم
آید حسین آنجا که من منتظـر هستـم
چون برگ قرآن میزند بوسه بر دستم
ای مرگ اگر بر عمر من خاتمه دادی
جایی بـه من در دامنِ فاطمه دادی
متن زیباترین نوحه حضرت عباس
خیز و بنما مدد با قد خسته ات
می زند آتشم فرق بشکسته ات
ای علمدار من ای سپه دارِ من
رفته ای از برم یار و دلدارِ من
ای ابالفضل من(۴)
من شدم بی کس و مانده در غربتم
دیدنِ روی تو می شود حسرتم
خون فرق تو شد با دو ابرو عجین
حال زار مرا ای برادر ببین
تو بهارِ منی ای خزان گشته ام
سوی آن علقمه من روان گشته ام
تا ببینم تو را اوجِ احساسِ من
تا که بوسه زنم بر تو عباسِ من
چشمِ تو خون شده از جفای عدو
از غمِ مشک خود با دلِ من بگو
تو فتادی ز پا در برِ علقمه
خیز و بنما نظر آمده فاطمه
متن زیباترین نوحه حضرت عباس ترکی
من عباسم منه دریالر آغلار
سوسوز احوالیمه سقالر آغلار
چارهسیز قالانلار
دردیلن یانانلار
سسلسون اورکدن ایوای ابوالفضل
منم امالبنینون دلرباسی
علاجی اولمیان دردین دواسی
غصهلی گرفتار
هر نه مبتلاوار
سسلسون اورکدن ایوای ابوالفضل
من عباسم هامی درده معالج
منه سویلر هامی باب الحوائج
جمله بینوالر
درده مبتلالر
سسلسون اورکدن ایوای ابوالفضل
منی کیم سسلسه فریاده گلم
اونی تک قویمارام امداده گم
اولسا هر مکاندا
جان ویرن زماندا
سسلسون اورکدن ایوای ابوالفضل
من عباسم سلیل مرتضایم
علمدار شه کرب و بلایم
تنگیده قالانلار-حاجتین آلانلار
سسلسون اورکدن ایوای ابوالفضل
منه کیم آغلاسا روز قیامت
اونا من ایلرم کُلاً شفاعت
اولماسون پریشان
اولسا غرق عصیان
سسلسون اورکدن ایوای ابوالفضل
گلچین متن نوحه حضرت عباس (ع)
گردیـده از پیکر جدا شاخۀ یاسم
افتاده بر روی زمین دست عباسم
عباس من! عباس من! چشم خود وا کن
بـار دگــر حمـایت از آل طاهــا کـن
سقای آل فاطمه! از چه بیتابی؟
کنـار نهـر علقمــه تشنـۀ آبی
با جام خالی کودکان دیده در راهاند
تنها تو را تنها تو را از تو میخواهند
من بین دشمن ماندهام بیکس و تنها
تو غـرق خـون افتادهای بین دشمنها
وقتی که دست از پیکرت بر زمین افتاد
ذریـۀ زهــرا شدنـد جملـه دشمـنشاد
سقـای بیدست و سـرم! آه و واویلا
برخیز و رو کن در حرم آه و واویلا
✦✦✦
باز منو احساس / پیچیده توی هیئت عطر ناب یاس
دوباره پا گرفته روضه عباس / دل و احساس
آه و شور و دم / گره خورده دلم با نخهای پرچم
واسه تو تا همیشه طپش قلبم / میگیره دم
پیمونه به پیمونه میزنم غم رو بی خیالم
با تو میگذره لحظههای هر روز و ماه و سالم
حضرت سقا / تو دستای تو زلف موجای دریا
به عشق تو میبارن همهی ابرا / تویی سقا
حضرت عباس / رقیه با صدای پات میره تو خواب
بنفسی انتَ میگه زیر لب ارباب / تویی مهتاب
مردم اینو میگن یل حسین خیلی خیلی آقاست
بین شیعه و غیر شیعهها پرچم تو بالاست
شد به پا طوفان / یا انگاری که دریا میکنه طغیان
کیه اینکه میلرزه زیر پاش میدان / شده طوفان
یا علی یاهو / گره انداخته بازم میون ابرو
نمیتونه بشه باز کسی رو در رو / مدد یا هو
صد و سی و سه مرتبه صداش کن بگو اباالفضل
بچه سیدا یک صدا بگن جان عمو ابالفضل
ای یوسف اُم البَنین در این دل صحرا / ای با ادب سقا
دریا دلی و تشنه جان دادی لب دریا / ای با ادب سقا
تو معنی ایثاری و روح ادب هستی / سردار بی دستی
وقت شهادت مفتخر از دیدن زهرا / ای با ادب سقا
دیدی مه رخسار طفلانم ز بی آبی / گردیده مهتابی
آتش به جانت اوفتاد از تاوَلِ لب ها / ای با ادب سقا
گرچه قلم دستت شد و فَرقَت دو تا کردند / بی حد جفا کردند
پُشت تو تنها شد دو تا در محضر یکتا / ای با ادب سقا
هم پاسبان خیمه ها و هم علمداری / از بس فداکاری
پروانه جانبازی ات زهرا کند امضا / ای با ادب سقا
من که از اهل حَرَم، آب رودارترم
تیر کین آمد و گفت، آب رویت ببرم
نه همین چشم زِرِه قامت من تر کرده
اشک مشک آمده و گریه به من سر کرده
یا اَخا کن نظری، در خیامم مَبَری
پرچم از دست جدا، جام از مست جدا
پشت تو با سر من هر دو بشکست جدا
مادرت آمده نتوان به برش برخیزم
خون چشمم عوض گل به رهش میریزم
کُن به علقم گذری، در خیامم مَبَری
مستم و می زدهام، پیش پیر آمدهام
پیر من هست حُسین، علقمه میکدهام
آنکه از روز ازل باده به من داده تویی
می تو و میکده تو جام تو و باده تویی
تو ز من با خبری، در خیامم مَبَری
مکن از خار هراس باغ ما دارد یاس
یک بیابان دشمن منم و یک عباس
آسمانم من و عباس علی ماه من است
چه غم از روبهیان شیر به همراه من است
مرحبا عباسم
بنگر ای ماهِ تمام، کف زنان لشگر شام
که شده کار حسین، بعد عباس – تمام
تو نه امیّد منی بلکه امید همهای
هم گل امّ بنین، هم پسر فاطمهای
ساقی سرمستم، بَعد تو بشکستم
افتخارم به تو بود، می روی از دستم
چشم بر راه بود دخترک غم زدهام
چه بگویم اگر او گفت چرا خم شدهام
ز جا خیز و بین اى امید و پناهم
که دست تو افتاده بر سر راهم
فداى لب خشک و عطشان تو
چه خاکى شد از ماتمت به سر من
شکسته شد از داغ تو کمر من
ببین گشتهام من پریشان تو
به آه دل زینب کبرى شنو التماس غریبى را
بیا از وفا بهر خدا سوى حرم ماه مدینه
بیا ماه من همراه من مانده به ره چشم سکینه
ببین سوز آه دل پر دردم
که از دیدنت یاد فاطمه کردم
که گل زخم و خون نقش پیرهنت
نه چشمى نه دستى نه مشکى نه آبى
تو خود گو به خیمه برم چه جوابى
ز تیر و سنان پاره پاره تنت
سرت از زمین برنمىدارى ندارم بجز تو دگر یارى
بیا از وفا بهر خدا سوى حرم ماه مدینه
بیا ماه من همراه من مانده به ره چشم سکینه
تا مشکتو تو آب زدی موجای دریا شد آروم
تا رو به ساحل اومدی بغضی نشت توی گلوم
همون دم بود غربت دنیا شد نصیبم
رو لب گل کرد نالههای امّن یجیبم
بلند شو بنگر که شمشیرا رو کشیدند
آخه میدونند بدون تو من غریبم
اباالفضل
دشمن با داغ اکبرم آتیش زده بر جگرم
حالا شکسته با غمت مثل سر تو کمرم
روی قلبم دیگه این زخم غم میمونه
کمرم دیگه مثل مادر خم میمونه
میدونی چه فکری میسوزونه دلم رو
تو این فکرم خواهرم بی محرم میمونه
پاشو ببین توی حرم عزاخونه به پا شده
تا آرزوی کوفیان با کشتنت روا شده
بدون تو توی هر خیمه پا میذارن
رد پاهاشونو تو آتیش جا میذارن
دیگه زینب دستاشو روی سر میگیره
پیش چشماش داغمو رو دلها میذارن
تا پیکرت در خون نشست ای علمدارم
از داغ تو پشتم شکست ای علمدارم
بعد از تو برادر من گشتم بی یاور
در خیمه آل فاطمه منتظر هستند
طفلان لب تشنه همه منتظر هستند
میکنم جستجو برادر دستت کو
من در کنار جسم تو دیده گریانم
با نالههایی آتشین روضه میخوانم
ای همه هستِ من رفتی از دست من
ای ساقی لب تشنگان با لب عطشان
گرمِ خسوفی زیر خون، ای مهِ تابان!
ای ماه بیقرین یل امّ البنین
با دیدن تو چارهام کم شده عباس
من کوهم اما قامتم خم شده عباس
تو رفتی من ماندم بین دشمن ماندم
داغ تو برد از یاد من داغ اکبر را
حس میکنم در نزد تو بوی مادر را
چون که کوفی هستند فرقت را شکستند







